موج سواری خوب و بد.

موج سواری خوب و بد.

عده ای موج سواری را خوب بلد هستند: مثلا وقتی دلار افزایش پیدا می کند، آنها هم سکه یا مسکن و کرایه و اجاره و دستمزد را گران می کنند. لذا از تورم و گرانی، هیچکس ضرر نمی بیند و به اصطلاح، همه مردم آن را از خود عبور می دهند. اگر کسی هم اعتراض دارد، مانند بازاری ها یا کارمند ها، فقط بخاطر عقب افتادگی در موج سواری است. چون می بینند دیگران آمدند و: از انها جلو زدند. اعتراض کارمندان با افزایش حقوق و: یا ارائه زمین و مسکن رایگان و: رانت های دیگر برطرف می شود. ولی اعتراض بازاری ها، کمی رنج آور است. زیرا آنها دیگر توان موج سواری ندارند، گرانی های جدید و موج های ایجاد شده را نمی شناسند. لذا دیگران از راه میرسند، حتی از شعار یا اعتصاب آنها سوء استفاده می کنند. آنها چوب دوسر طلا می شوند: مردم گرامی را از انها میدانند، چون ارزاق دست آنها است. آنها دولت را مقصر معرفی کنند. آن هم نه برای برگشت به قیمت های قبلی! بلکه دریافت مجوز گرانی های بیشتر، زیرا ماهیت تورم روبه پیش است. اگر مدتی جلوی پیشرفت آن را بگیرند، مانند فنر، بعد از پیدا کردن راه تنفس، ناگهان بصورت جهشی عمل می کند. تورم با اشتغال هم رایطه مستقیم دارد: شما اگر جنسی را بخرید یا تولید کنید، هیچوقت آن را به قیمت خرید نمی فروشید. بلکه سود هم برای خودتان منظور می کنید. این همان تورم و یا گرانی است. البته ممکن است شما نتوانید: با قیمت بالاتربفروشید لذا یک نفر را پیدا می کنید و او را شریک سود کرده و قیمت جدید را برای فروش تعیین می کنید: تا او بفروشد، این هم می شود دلالی. اگر تولید کننده یا خریدار، 10درصد سود می خواست، دلال هم ده درصد می خواهد، لذا قیمت کالا 20درصد باید گرانتر بفروش رود. این است که مردم از تورم 10یا 20درصد، ناراضی نیستند، چون چاره ای نیست والا کسی خرید و فروش نمی کند، که به این می گویند دوران رکود. اما از آن نارحت هستند که: بی خبر و با نرخ زیاد متورم شود. چون موج سواری برایشان ممکن نیست، لذا عقب می افتند. اما این تورم ناگهانی که حاصل: رکود چند ماهه یا چند ساله بود، بفوریت از حالت حباب درآمده، روتین می شود: آن وقت همه میتوانند از این موج سواری لذت ببرند.(خانه یا ماشین ش را بهتر و بیشتر می خرند). بیشترین لذت را دولت می برد. زیرا مردم اگر سکه را گران بفروشند، جایگزین ندارند، بلکه باید گرانتر هم بخرند. مگر از فرصت استفاده کنند، وجوه حاصله را به بازاری منتقل کنند که: هنوز موج به آنجا نرسیده! مثلا در روستاها زمین بخرند. اما دولت میتواند آن را، با سوء مدیریت یا حسن مدیریت کنترل کند. لذا موج سواری خوب یا بد داشته باشد. افزایش نرخ دلار، بیشترین سود را به دولت وارد می کند: زیرا 95درصد دلار ها در اختیار دولت است. دولت میتواند مابه التفاوت نرخ را، برای کسری بودجه استفاده کند. تا فشار مالیاتی از دوش مردم برداشته شود، و تورم بی ضرر شود.این موج سواری خوب است. یا اینکه همین مبلغ را به یارانه ها اضافه کند، و به حساب مردم بریزد، که نور علی نور است. اما متاسفانه دیده شده که: این تفاوت نرخ یک نوع غنیمت جنگی! تصور می شود که فقط: بین مسئولین باید تقسیم شود. و بجای اینکه حقوق 50هزار تومانی: مددجویان کمیته امداد، خانواده شهدا و جانباز و سرباز، به صد هزار تومان افزایش یابد، حقوق و پاداش 50میلیونی مدیران! به صد میلیون تومان می رسد. حتی در اینصورت نیز، موج سواری خوب و بد داریم: اگر مدیران با این افزایش حقوق کلان، کالای ایرانی بخرند، این وجوه دوباره به مردم منتقل شده، تعادل ایجاد می شود. ولی اگر سفر خارجی بروند! یا اجناس خارجی بخرند یا: در بانکهای خارجی پس انداز کنند (مانند لیست 220ملیاردی سفره انقلاب!) طبیعتا: وضع مردم خارج  خوب می شود!

Good and bad surfing.

Some people are well aware of the ride: for example, when the dollar rises, they will increase the cost of coins or housing, rent and rent and wages. So, from swelling and grief, nobody is harmed, and so-called, all people pass it through. If anyone is protesting, such as the market or the staff, it's just because of the backdrop of surf. Because they see others come and go ahead of them. Employees protest with the increase in salaries and / or the provision of free land and housing: other rents are resolved. But the protest of the market is a bit painful. Because they are no longer capable of surfing, they do not know the new prices and waves created. So others get out of the way, even exploiting their slogans or strikes. They stick to the gold medallion: they cherish people, because they care for them. They blame the government. Not to return to previous prices! But also get more expensive licenses, because the nature of inflation is ahead. If for some time to get ahead of it, like a spring, it suddenly jumps out after finding a way to breathe. Inflation is directly linked to employment: if you buy or produce sex, you never sell it at a purchase price. But you also get a profit for yourself. It's the same inflation or expensive. Of course you might not be able to: at a high price, so you find someone and make him a partner and get a new price for sale: so he can sell, that can be a dealership. If the manufacturer or the buyer wants 10% of the profit, the dealer will want 10%, so the price of the 20% should be sold more expensive. That is, people are not dissatisfied with the inflation of 10 or 20 percent, because there is no way. Someone does not buy or sell, which is called the period of stagnation. But they are unhappy with: Unknowing and swollen at high rates. Because they are not allowed to ride a ride, they will fall behind. But the sudden swelling that followed: a recession of several months or a few years, the bourgeoisie turned out to be routine: then everybody can enjoy this wave of riding. (They buy more and better home or car). It takes the government the most pleasure. Because people do not have to replace the coin if they sell it expensive, they should buy more expensive too. Unless you use the opportunity, transfer the resulting funds to the market: the wave has not yet arrived! For example, buy villages in the countryside. But the government can control it, with malice or good management. So have good or bad surf. Increasing dollar rates brings the most benefits to the government: because 95 percent of the dollars are at the disposal of the government. The government can use the difference in rates for a deficit. To push the tax burden out of the people's hands, and inflation will be harmless. It's a good ride. Or add that amount to subsidies, and put people into the account, which is very good. But unfortunately, it has been seen that: This difference is a kind of booty war! It is thought that only: between the authorities should be divided. Instead of paying 50,000 Tomans: helpers of the Relief Committee, families of martyrs, veterans and soldiers, to increase to 100,000 tomans, salaries and bonuses of 50 million directors! It reaches 100 million USD. Even so, we have a good and bad surf: if the managers buy this commodity with this huge salary increase, the funds will be rebalanced to the people. But if you travel abroad! Or buy foreign goods or: Save on foreign banks . Naturally: The situation of the people is good!

التزحلق الجيد والسيئ.

بعض الناس يدركون جيداً الركوب: على سبيل المثال ، عندما يرتفع الدولار ، فإنهم سيزيدون تكلفة العملات المعدنية أو الإسكان والإيجار والإيجارات والأجور. لذلك ، من التورم والحزن ، لا أحد يتأذى ، ويسمى كل الناس يمرون به. إذا كان هناك أي شخص يحتج ، مثل السوق أو الموظفين ، فذلك بسبب خلفية ركوب الأمواج. لأنهم يرون الآخرين يأتون ويخوضونهم. يحتج الموظفون مع زيادة الرواتب و / أو توفير الأراضي والإسكان المجانيين: يتم حل الإيجارات الأخرى. لكن احتجاج السوق مؤلم قليلاً. لأنهم لم يعودوا قادرين على ركوب الأمواج ، فهم لا يعرفون الأسعار الجديدة والموجات التي تم إنشاؤها. حتى يخرج آخرون من الطريق ، حتى يستغلون شعاراتهم أو إضراباتهم. يلتزمون بالميدالية الذهبية: إنهم يعتزون بالناس ، لأنهم يهتمون بهم. يلومون الحكومة. عدم العودة إلى الأسعار السابقة! ولكن أيضا الحصول على تراخيص أكثر تكلفة ، وذلك لأن طبيعة التضخم في المستقبل. إذا قبلت بعض الوقت ، مثل فصل الربيع ، فإنه يقفز فجأة بعد العثور على وسيلة للتنفس. يرتبط التضخم مباشرة بالعمالة: إذا قمت بشراء أو إنتاج الجنس ، فأنت لا تبيعه أبداً بسعر شراء. لكنك تحصل أيضًا على ربح لنفسك. إنه نفس التضخم أو باهظ الثمن. بالطبع قد لا تكون قادرًا على: بسعر مرتفع ، حتى تجد شخصًا ما وتجعله شريكًا وتحصل على سعر جديد للبيع: حتى يمكنه البيع ، ويمكن أن يكون هذا بيعًا. إذا كان الصانع أو المشتري يريد 10 ٪ من الربح ، سيريد الموزع 10 ٪ ، لذلك ينبغي أن تباع بسعر 20 ٪ أكثر تكلفة. وهذا يعني أن الناس ليسوا مستاءين من التضخم البالغ 10 أو 20 في المائة ، لأنه لا سبيل إلى ذلك ، فالشخص لا يشتري أو يبيع ، وهو ما يسمى فترة الركود. لكنهم غير راضين عن: غير معروف وتورم بمعدلات عالية. لأنهم غير مسموح لهم ركوب الركوب ، سوف يسقطون خلفهم. لكن التورم المفاجئ الذي أعقب ذلك: ركود لعدة أشهر أو بضع سنوات ، تحولت البرجوازية إلى أن تكون روتينية: ثم يمكن للجميع التمتع بهذه الموجة من الركوب (يشترون المزيد من المنزل أو السيارة الأفضل). يأخذ الحكومة أكثر متعة. لأن الناس ليسوا مضطرين إلى استبدال العملة إذا قاموا ببيعها باهظة الثمن ، فعليهم شراء أغلى ثمناً. ما لم تستخدم هذه الفرصة ، قم بتحويل الأموال الناتجة إلى السوق: لم تصل الموجة بعد! على سبيل المثال ، قم بشراء قرى في الريف. لكن يمكن للحكومة السيطرة عليها ، مع الخبث أو الإدارة الجيدة. حتى يكون أمواج جيدة أو سيئة. زيادة أسعار الدولار يجلب أكبر قدر من الفوائد للحكومة: لأن 95 في المئة من الدولارات هي تحت تصرف الحكومة. يمكن للحكومة استخدام الفرق في معدلات العجز. لدفع عبء الضرائب من أيدي الناس ، والتضخم سيكون غير ضار ، إنه ركوب جيد. أو إضافة هذا المبلغ إلى الإعانات ، ووضع الأشخاص في الحساب ، وهو نور علي نور. ولكن لسوء الحظ ، فقد رأينا أن: هذا الاختلاف هو نوع من حرب الغنائم! ويعتقد أنه فقط: بين السلطات يجب أن تقسم. بدلاً من دفع 50.000 تومان: مساعدو لجنة الإغاثة ، عائلات الشهداء والمحاربين القدامى والجنود ، لزيادة إلى 100.000 تومان ورواتب ومكافآت من 50 مليون مدير! تصل إلى 100 مليون دولار. ومع ذلك ، لدينا تصفح جيد وسيئ: إذا قام المديرون بشراء هذه السلعة بهذه الزيادة الضخمة في الراتب ، فسيتم إعادة توازن الأموال إلى الناس. لكن إذا سافرت إلى الخارج! أو اشتر البضائع الأجنبية أو: وفر على البنوك الأجنبيةبطبيعة الحال: إن وضع الناس جيد!

Yaxşı və pis sörf.

Bəzi insanlar sürücünü yaxşı tanıyırlar: məsələn, dollar artdıqda onlar sikkələrin və ya mənzilin dəyərini, icarə və icarə haqqını və əmək haqqını artırır. Beləliklə, şişlik və kədərdən heç kim zərər və sözdə deyildiyi kimi, bütün insanlar onu keçir. Kimsə bazar və ya heyət kimi etiraz edirsə, bunun yalnız bir sörf fonunda olmasıdır. Çünki başqalarının gəlib getdiyini görür və onlardan irəliləyir. İşçilərin əmək haqqının artması və / və ya azad torpaq və mənzilin verilməsi ilə etiraz edirlər: digər icarələr həll olunur. Lakin bazarın etirazı bir az acıdır. İndi sörf edə bilmədikləri üçün yeni qiymətlər və yaradılan dalğaları bilmirlər. Belə ki, başqaları yoldan çıxsınlar, hətta onların şüarlarını və ya tətillərini istismar etsinlər. Onlar qızıl medalyona qalırlar: onlar insanları sevirlər, çünki onlar qayğı göstərirlər. Hökuməti günahlandırırlar. Əvvəlki qiymətlərə qayıtmaq deyil! Bununla yanaşı, daha bahalı lisenziyalar əldə etmək lazımdır, çünki inflyasiya təbiəti qabaqdadır. Bir müddət öncə, bir yay kimi, birdən nəfəs almaq üçün bir yol tapdıqdan sonra atılır. Inflyasiya birbaşa istihdamla bağlıdır: Əgər cinsi satın alır və ya istehsal etsəniz, satın alma qiyməti ilə heç vaxt satmırsınız. Ancaq özünüz üçün bir mənfəət əldə edirsiniz. Eyni inflyasiya və ya bahalı. Əlbəttə ki, yüksək qiymətlərlə, birisi tapmaq və onu bir tərəfdaş etmək və satış üçün yeni bir qiymət almaq mümkün deyil: belə ki, o satmaq bilər, bir diler ola bilər. İstehsalçı və ya alıcı mənfəətin 10% -ni istəyirsə diler 10% -ni istəyə bilər, beləliklə, 20% qiyməti daha bahalı olmalıdır. Yəni, insanların heç bir yolu olmadığı üçün 10 və ya 20 faiz inflyasiyadan narazı qalmırlar. Birisi satın almağı və satmadığını, yəni durğunluq dövrü deyir. Ancaq bunlar bədbəxtdir: yüksək dərəcələrdə bilmədən və şişirilir. Çünki onlar gəzintiyə çıxmağa icazə verilmir, arxada düşəcəklər. Ancaq bir neçə ay və ya bir neçə il buraxılan burjuaziya tez-tez rast gəlinir: sonra hər kəs bu sürət dalğasından yararlana bilər (daha yaxşı ev və ya avtomobil alacaqlar). Hökuməti ən çox sevindirir. İnsanlar pulları satarsa ​​pulları əvəz etmək məcburiyyətində qalmırlar, onlar da daha bahalı olmalılar. Fürsətdən istifadə etmədiyiniz təqdirdə, nəticədə pulları bazara köçürün: dalğa hələ gəlməyib! Məsələn kəndlərdəki kəndləri satın al. Hökumət, pisliyə və yaxşı rəhbərliyə görə onu idarə edə bilər. Yaxşı və ya pis bir sörf var. Dollar məzənnəsinin artması hökumətə ən çox fayda gətirir: dollarların yüzdə 95i hökumətin əlindədir. Hökumət kəsir nisbətindəki fərqdən istifadə edə bilər. Vergi yükünü xalqın əlindən çıxarmaq və inflyasiya zərərsiz olacaqdır. Və ya bu miqdarı subsidiyalara əlavə edin və insanları Nour Ali Nour hesabına qoyun. Ancaq təəssüf ki, görüldü ki: Bu fərq, bir xilasetmə döyüşüdür! Yalnız düşünürəm: səlahiyyətlilər arasında bölünməlidir. 50.000 Tomansın ödənilməsi əvəzinə: Yardımçı Komitənin köməkçiləri, şəhid ailələri, qazilər və əsgərlər, 100 min ədəd torpaq, 50 milyon direktorun maaşları və mükafatlarını artırmaq! 100 milyon dollara çatır. Buna baxmayaraq, yaxşı və pis sörfümüz var: əgər menecerlər bu əmtəənin bu böyük əmək haqqının artması ilə satın alsalar, bu vəsaitlər xalqlara bərabər olacaqdır. Amma xaricə səyahət etsəniz! Yoxsa xarici mal almaq və ya: Xarici banklardan (220 milyard İnqilab Cədvəli kimi) edin. Təbii ki: Xalqın vəziyyəti yaxşıdır!




/ 0 نظر / 10 بازدید