بانک مرکزی از خود شروع کند!

بانک مرکزی از خود شروع کند!

در نشست خبری فابا توسط دکتر بیات، اعلام شد که بانک مرکزی مامور اصلاح نظام بانکی گردیده است. این خبر خوبی برای اقتصاد ایران است، زیرا به معنی اصلاح از درون است. بطور کلی بانک مرکزی دو ایراد اساسی دارد: اول اینکه برضد وظیفه و ماموریت خود عمل می کند، یعنی ماموریت او حفظ ارزش پول ملی است، ولی از سال 1330تا کنون نه تنها ارزش پول ملی را خفظ نکرده بلکه آن را کاهش داده! در سال 1130 هر دلار یک ریال بوده، و بانک موظف بوده آن را حفظ کند. اما تا سال 1357 به 75 برابر رسیده است، تقریبا هر سال سه برابر! بعد از انقلاب اسلامی برای خرید کالاهای اساسی، سالها نرخ رسمی دلار همان 75 ریال بود. اما در بازار آزاد، روند افزایش بهای دلار ادامه داشت. بانک مرکزی هم با تایید این نرخ، چند نرخی را پذیرفت! این روش (ثبات و تغییر) در دوران های 8 ساله بعد از انقلاب، تکرار می شد و یک روند کلی داشت. دولتها در 6سال اول ریاست جمهوری، قیمت دلار را ثابت نگه داشته و آن را اضافه نمی کردند، یا با اضافه شدن آن مخالف بودند. ولی در دو سال آخر، برای تامین کسری بودجه، همه افزایش ها را یکجا اعمال می کردند. البته این را از عدم استقلال بانک مرکزی می دانند. لذا در مرحله اول، بانک مرکزی باید مستقل از دولت شود. البته بانک مرکزی ها، استقلال کامل را پیشنهاد می دهند! یعنی حتی زیر نظر رهبری هم نباشند. این امر اعمال حاکمیت را زیر سوال می برد، چرا که رئیس بانک مرکزی، باید از سوی جایی انتخاب و به آنها پاسخگو باشد. اگر به رای مردم، یا شورای سه قوه، یا رهبری نباشد، معنی اش این است که تابع آمریکا و: صندوق بین المللی پول باشد. و این همان کاپیتولاسیون است، که در اسلام ممنوع شده است. زیرا طبق ایه قران (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) راه نفوذ کفار بوسیله خدا بسته شده، و آنها قادر به اعمال نفوذ نیستند، یعنی اجازه چنین کاری را ندارند. حالا اگر به دست خود، قانونی بنویسیم که کفار را بر مال و جان خود مسلط کنیم، برضد دستور صریح عمل کرده ایم، و همان کاپیتولاسیون می باشد. ولو عنوان قوانین، پولشویی و امثال آن باشد. نفس موضوع  استقلال بانک مرکزی از ایران، و وابسته شدن آن به کفار ممنوع شرعی می باشد. لذا بهترین راه استقلال بانک مرکزی از دولت، تعیین رئیس و سیاست آن از سوی رهبری است. وجود شورای فقهی بانک مرکزی هم، به همین معنا است. اگر شورای فقهی بخواهد فتوای رهبری را اعمال کند، طبیعی است که باید خط مشی و سیاست های ان را تغییر دهد. و الا بجای اینکه بانک را اسلامی کند، اسلام را بانکدار می کند! یعنی همه اصول بانکداری غربی را، تئوریزه کرده و شکل اسلامی به آن می دهد! درواقع کلاه شرعی های معمول را قانونی می کند.  در این حالت است که: رهبری تعیین می کند: وظیفه بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است یانه، ماموریت آن، قرض دادن به دولت و تامین کسری بودجه، که موجب کاهش ارزش پول ملی (مصلحت ملی یا منافع ملی) شود. دوم اینکه بانک مرکزی وارد امور بنگاه داری شده است. مثلا: با اینکه برگزاری نمایشگاه، همایش، و دریافت وجه از اسپانسر ها، به عهده فابا است، ولی موسسه پژوهشهای پولی بانکی آن را انجام می دهد! و درآمد های نجومی از این راه کسب می کند. بانکهای زیر مجموعه هم مجبورند: بعنوان حامی طلایی عمل کنند، و از صد میلیون تا یک میلیارد تومان هم، پرداخته اند. وقتی موسسه این کار را انجام دهد، یعنی مجوز صادر کرده، تا تمام بانکها هم به کاسبکاری روی آورند! و با جیب مردم بنگاه داری کنند و صاحب سود و سرمایه شوند(با لباس دیگران داماد شوند!)

The central bank starts out!

At the Faba news conference by Dr. Bayat, it was announced that the central bank has been the task of reforming the banking system. This is good news for the Iranian economy, because it means reforming from within. In general, the Central Bank has two basic disadvantages: first, it is acting against its mission and mission, which is its mission of maintaining the value of the national currency, but since 1330, not only has the national currency been undervalued but reduced! In 1130, each dollar was a rial, and the bank was obliged to maintain it. But by the year 1357 it has reached 75 times, almost tripled every year! After the Islamic Revolution to buy basic goods, for years the official dollar rate was 75 rials. But in the free market, the dollar continued to rise. The central bank accepted a few rates by confirming this! This method (stability and change) was repeated in the eight years after the revolution, and it had a general trend. In the first six years of the presidency, governments kept the dollar constant, did not add it, or opposed it. But in the last two years, to raise the deficit, all the increases were applied simultaneously. Of course, this is due to the lack of independence of the central bank. So, in the first stage, the central bank should be independent of the state. Of course, the central banks offer complete independence! Not even under the leadership. This undermines the rule of law, because the head of the central bank has to be chosen from somewhere and accountable to them. If you do not vote for the people, or the council of three powers, or the leadership, it means that it is a function of the United States and: the IMF. And this is the same capitol, which is forbidden in Islam. Because according to the Qur'an (), the infiltration of infidels is closed by God, and they are not able to exercise influence, that is, they are not allowed to do so. Now :if we write in our hands a law that prevents infidels from dominating our wealth and our lives, we have acted against the clear command, and that is the same capitol. Even if the rules are money laundering, and so on. The soul is the subject of the independence of the Central Bank of Iran, and its affiliation with the prohibited Shiite infidels. Therefore, the best way is the central bank's independence from the government, the appointment of its boss and its policy by the leadership. The same is true of the Central Bank's jurisprudential council. If the jurist council wants to enforce the fatwa of the leadership, it is natural that it should change its policies and policies. And instead of Islamicizing the bank, Islam will be a banker! That is, all the principles of Western banking are theorized and given the Islamic form! In fact, it legalizes the customary hat. In this case: the leadership determines: the central bank's role is to preserve the value of national currency, its mission, lend to the government and to provide a deficit, which would result in the devaluation of the national currency (national interest or national interest). Secondly, the central bank has gone into business affairs. For example, while organizing an exhibition, conference, and sponsorship, Faba is responsible, but the Bank Research Institute performs it! And it earns astronomical revenues. Subordinate banks also have to act as a gold medalist, and from a hundred to one billion tomans. When the institution does this, it has issued a license, so that all banks will go to business! Make a business with people's pockets and become profitable (they will be blessed with others!)

البنك المركزي يبدأ!

في مؤتمر Faba الصحفي للدكتورة بيات ، تم الإعلان عن أن البنك المركزي كان مهمة إصلاح النظام المصرفي. هذه أخبار جيدة للاقتصاد الإيراني ، لأنها تعني الإصلاح من الداخل. بشكل عام ، يعاني البنك المركزي من سلبيتين أساسيتين: أولاً ، أنه يتصرف ضد مهمته ومهمته ، التي تتمثل مهمته في الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ولكن منذ عام 1330 ، لم يتم تخفيض قيمة العملة الوطنية فحسب بل تخفيضها! في عام 1130 ، كان كل دولار الريال ، واضطر البنك للحفاظ عليه. ولكن بحلول عام 1357 وصلت 75 مرة ، أي ثلاث مرات تقريبًا كل عام! بعد الثورة الإسلامية لشراء السلع الأساسية ، لسنوات كان سعر الدولار الرسمي 75 ريالا. لكن في السوق الحرة ، استمر الدولار في الارتفاع. قبل البنك المركزي بعض المعدلات بتأكيد ذلك! هذه الطريقة (الاستقرار والتغيير) تكررت في السنوات الثماني التي أعقبت الثورة ، وكان لها اتجاه عام. في السنوات الست الأولى من الرئاسة ، أبقت الحكومات الدولار ثابتًا ، ولم تضيفه ، أو عارضت ذلك. لكن في السنتين الأخيرتين ، لرفع العجز ، تم تطبيق جميع الزيادات في وقت واحد. بالطبع ، هذا يرجع إلى عدم استقلال البنك المركزي. لذا ، في المرحلة الأولى ، يجب أن يكون البنك المركزي مستقلا عن الدولة. بالطبع ، تقدم البنوك المركزية الاستقلال الكامل! ليس حتى تحت القيادة. هذا يقوض سيادة القانون ، لأنه يجب أن يتم اختيار رئيس البنك المركزي من مكان ما وأن يخضع للمساءلة أمامه. إذا كنت لا تصوت للشعب ، أو مجلس ثلاث قوى ، أو القيادة ، فهذا يعني أنها وظيفة تابعة للولايات المتحدة و: صندوق النقد الدولي. وهذا هو نفس الكابيتول ، وهو ممنوع في الإسلام. لأنه وفقا للقرآن، يتم إغلاق تسلل الكفار من قبل الله ، وهم غير قادرين على ممارسة التأثير ، أي أنهم غير مسموح لهم بالقيام بذلك. الآن إذا كتبنا في أيدينا قانونًا يمنع الكفار من السيطرة على ثرواتنا وحياتنا ، فقد تصرفنا ضد القيادة الواضحة ، وهذا هو نفس الكابيتول. حتى لو كانت القواعد هي غسل الأموال ، وما إلى ذلك. الروح هي موضوع استقلال البنك المركزي الإيراني ، وانتمائه إلى الكفار الشيعة المحظورين. لذلك ، فإن أفضل طريقة هي استقلال البنك المركزي عن الحكومة ، وتعيين رئيسه وسياسته من قبل القيادة. وينطبق الشيء نفسه على المجلس الفقهي للبنك المركزي. إذا أراد المجلس الشرعي فرض فتوى القيادة ، فمن الطبيعي أن يغير سياساته وسياساته. وبدلاً من إضفاء الطابع الإسلامي على البنك ، سيكون الإسلام مصرفيًا! أي أن جميع مبادئ العمل المصرفي الغربي منظورة ومنحها الشكل الإسلامي! في الواقع ، فإنه يشرع القبعة المعتادة. في هذه الحالة: تحدد القيادة: دور البنك المركزي هو الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ومهمتها ، وإقراض الحكومة ، وتوفير عجز ، مما يؤدي إلى تخفيض قيمة العملة الوطنية (المصلحة الوطنية أو المصلحة الوطنية). ثانيا ، لقد ذهب البنك المركزي في الشؤون التجارية. على سبيل المثال ، أثناء تنظيم معرض ومؤتمر ورعاية ، فإن فابيا مسؤولة ، لكن معهد أبحاث البنك يقوم بذلك! ويكسب عائدات فلكية. البنوك الثانوية يجب أن تعمل أيضا كميدالية ذهبية ، ومن مائة إلى مليار تومان. عندما تقوم المؤسسة بذلك ، فقد أصدرت ترخيصًا ، بحيث تذهب جميع البنوك إلى العمل! جعل الأعمال التجارية مع جيوب الناس ويصبح مربحا (سوف يبارك مع الآخرين!)

Mərkəzi bank başlayır!

Bayatın Faba mətbuat konfransında mərkəz bankının bank sisteminin islahatı vəzifəsi olduğunu açıqladı. Bu, İran iqtisadiyyatı üçün yaxşı bir xəbərdir, çünki bu, içəridən islahatlar deməkdir. 1130-cu ildə hər bir dollar bir rial idi və bank onu saxlamaq məcburiyyətində idi. Ancaq 1357-ci ilə qədər 75 dəfə çatdı, hər il təxminən üç dəfə! İslam inqilabından sonra əsas mallar almaq üçün, rəsmi əqdlər illərdir 75 rial idi. Lakin azad bazarda dollar yüksəlməyə başladı. Mərkəzi bank bunu təsdiqləyərək bir neçə dərəcə qəbul etdi! Bu üsul (sabitlik və dəyişiklik) inqilabdan səkkiz il sonra təkrarlanıb və ümumi bir tendensiya oldu. Prezidentin ilk altı ildə hökumətlər dollar sabit qaldı, əlavə etmədilər və ya ona qarşı çıxmadılar. Lakin son iki ildə açığı qaldırmaq üçün bütün artım eyni vaxtda tətbiq olundu. Əlbəttə ki, bu, mərkəzi bankın müstəqilliyinin olmaması ilə bağlıdır. Beləliklə, birinci mərhələdə mərkəzi bank dövlətdən müstəqil olmalıdır. Əlbətdə, mərkəzi banklar tam müstəqillik təklif edir! Hətta rəhbərliyin yanında deyil. Bu qanunun aliliyinə zərbə vurur, çünki mərkəzi bankın rəhbəri bir yerdən seçilməlidir və onlara cavabdehdir. Əgər insanlara, ya da üç səlahiyyət və ya rəhbərliyə səs vermirsinizsə, bu, ABŞ-ın və BVF-nin bir funksiyası deməkdir. Və bu, İslamda qadağan edilmiş olan eyni kapitoldur. Qaydalar pul axınlığı olsa belə və s. Ruh İran Mərkəzi Bankının müstəqilliyinə və onunla qadağan edilmiş Şiə küfrlərinə aid olan bir mövzu. Buna görə də, ən yaxşı şəkildə mərkəzi bankın hökumətdən müstəqilliyi, onun müdirinin təyin edilməsi və rəhbərliyi tərəfindən siyasəti. Eyni, Mərkəzi Bankın hüquq fəlsəfəsi şurası ilə bağlıdır. Hakim şurası rəhbərliyin fətvasını tətbiq etmək istəyirsə, onun siyasəti və siyasətini dəyişməsi təbiidir. Bankı İslamı əvəz etmək yerinə, İslam bankçı olacaq! Budur, Qərb bankçılığının bütün prinsipləri nəzərdən keçirilir və İslam forması verilir! Əslində, bu adət şapkasını qanuniləşdirir. İkincisi, mərkəzi bank işə başlamışdır. Məsələn: sərgilər, konfranslar, və sponsorlar vəsait, məsul Faba almaq, ancaq pul tədqiqat institutu baxmayaraq! Və astronomik gəlirlər qazanır. ödənilən milyard dollar hər Qızıl aktı bir vəkil kimi, və bir yüz milyon: Banklar həmçinin aşağıdakı sıra var. Təşkilat bunu edəndə, bütün banklar işə getmək üçün lisenziya verdilər! İnsanlar cibləri ilə iş edin və qazanc əldə edin (onlar başqaları ilə mübarək olacaq!)

/ 0 نظر / 155 بازدید